تبليغاتX
<-به وبلاگ اقیانوس عشق و رحمت خوش آمديد->

منوي وبلاگ
وضعيت در ياهو
آرشيو نوشته ها
نوشته هاي پيشين
آمار وب
سرگرمي:
نيايش
ويرايش قالب

شب یلدا

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشانرا هزاران یاد باد

مبتلا گشتم درین بند و بلا

کوشش آن حق گذاران یاد باد

گر چه صد رودست در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

راز حافظ بعد ازین ناگفته ماند

ای دریغا راز داران یاد باد

* خواجه حافظ شیرازی*

Click for Full Size View


تقدیم با عشق عسل بانو در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386


Click for Full Size View

اگر آرزوی شناختن خدا را در دل داری بدان که به مطالعه هیچ چیز نیاز نداری . فقط می باید

 بیاموزی چگونه از جستجو و توسل به هر چیزی احتراز کنی . هنگامیکه هیچ چیز مورد

جستجو نباشد ذهن در وضعیت ذاتی خویش باقی می ماند و هنگامیکه به هیچ چیز توسل نشود 

 ذهن روند انهدام خویش را در پیش نمی گیرد . آنچه نه تولد یافته و نه قابل انهدام است خداست .

اگر آرزو داری اسرار حقیقت را در یابی فقط به این نیاز داری که وابستگی به هر چیزی را از

 ذهنت بیرون کنی. این گفته خدای حقیقی مانند خلا است ( صمد است )  به این معنی است که او

 عملا خلا است و اینکه خلا در حقیقت خودخداست . خدا و خلا با هم تفاوتی ندارد چون هر دو یکی

 است  به همین ترتیب تفاوتی نیست بین موجود متفکر و خدا مرد ( انسان - خدا ) بین جهان

 پدیده ها و منزلگاه حقیقی یا بین پندار بیهوده و جستجوگر . آنها یکی هستند و همه از قماش

الهی بافته شده اند . هنگامیکه تمام این صورت ها پشت سر گذاشته شوند خدا هست.

                                                        « دندان ببر ـ فصل ۳ گوهر دلها»


تقدیم با عشق عسل بانو در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386


لالایی

Click for Full Size View

لالالالا گل پونه

 

گدا اومد در خونه

 

نونش دادیم بدش اومد  

  

خودش رفت و سگش اومد

 

لالالالا گلم باشی

 

بخوابی از سرم واشی

 

لالالالا گل خشخاش

 

بابات رفته خدا همراش

 

لالالالا گل فندوق

 

ننه ات آمد سر صندوق

 

لالالالا گل پسه

 

بابات رفته کمر بسه

 

لالالالا گل زیره

 

چرا خوابت نمی گیره

 

که مادر قربونت می ره

«صادق هدایت»

Click for Full Size View

 

 


تقدیم با عشق عسل بانو در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386


دیشب رویایی داشتم



خواب دیدم بر روی شن ها راه می روم



همراه با خود خداوند



و بر روی پرده شب



تمام زندگیم را.مانند فیلمی می دیدم



همان طور که روز به روز زندگی گذشته ام



را نگاه می کردم



دو ردپا بر روی پرده ظاهر شد



یکی مال من بود و یکی از ان خداوند



راه ادامه داشت تا تمام روزهای



همراهی خاتمه یافت



ان گاه ایستادم.وبه عقب نگاه کردم



در بعضی جاه ها فقط یک ردپا وجود داشت



اتفاقا" ان محل مطابق با سخت ترین



روزهای زندگیم بود.



روزهایی با بزرگ ترین رنج ها ترس ها دردها.....



و ان گاه از او پرسیدم:



((خداوندا!تو به من گفتی که در تمام ایام زندگیم



با من خواهی بود.



ومن پذیرفتم که با تو زندگی کنم.



خواهش می کنم به من بگو چرا در ان لحظات



درد اور مرا تنها گذاشتی؟))



خداوند پاسخ داد:



((من تو را دوست دارم و به تو گفتم



که در تمام سفر با تو خواهم بود.



من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت.



حتی برای لحظه ای.



هنگامی که در ان روزها یک ردپای



بر روی شن دیدی.



من بودم که تو را به دوش کشیده بودم.))

 

* آرش*

Click for Full Size View


تقدیم با عشق عسل بانو در سه شنبه سیزدهم آذر 1386


سوگماد

TinyPic image

 

مرا تا  زنده ام شاهم تو باشی

میان برج دل ماهم تو باشی

اگر خواب و اگر بیدار باشم

چه غم چون شاه آگاهم تو باشی

زگمراهی چه اندیشه کنم چون

دلیل و منزل و راهم تو باشی

بجز آن آستانت کی نهم سر

ولی مستم چو دلخواهم تو باشی

زقعر چاه بر جاهم رسانی

چه سلطان و شهنشاهم تو باشی

سخن هر چند گویم زیر و بالا

چه گویم چیر و بالا هم تو باشی

 

* مولانا *


تقدیم با عشق عسل بانو در چهارشنبه هفتم آذر 1386


TinyPic image


تقدیم با عشق عسل بانو در یکشنبه چهارم آذر 1386


New Page 3