|
| |||||||
| نيايش |
| ويرايش قالب |
|
|
|
دو رنگی |
||
|
فریاد از دو رنگی
|
||
|
|
||
|
در سکوت مبهم عشق تو طنین آرزوهای منی .
|
||
|
بازگشت به خانه |
||
|
من بر خود می بالم که ذره ای هستم از وجود تو، که قطره ای هستم از اقیانوس عشق و رحمت وقتی صدای تو در کویر وجودم می بارد در نوازش گیتار دل ، بال در بال شقایقها ، سنگفرشی از گلبرگهای یاس و حریری با تار و پود گلهای سرخ بر جاده های وصال می گستری. تمام ذرات وجودم با تو حدیث عشق می گوید و من عاشقانه می خوانمت: هیووووووووووووووووووووووو وقتی نور تو بر قلبم می تابد حسی غریب در من آشکار می شود و اشتیاقم برای شتافتن به سوی تو دو چندان می شود و من سفر را آغاز می کنم می آیم تا بیابمت .
|
||
|
کارما |
||
|
با گذر به سوی جهانهای برتر از طریق سفر روح می توانیم همه کارما را بشکنیم وقتی روح یکبار به این جهانهای برتر وارد شود ، تبدیل به نماینده ای آزاد می شود که می تواند در این جهانها تا آنجا سفر کند که بخواهد و شرایط اجازه دهد به سیر و گردش بپردازد . همه مسافرین روح می توانند کارمای هر یک از چلاها را تا آنجا که می شود بشکنند، اما بهتر است شخص بار کارماهایش توسط استاد شکسته شود . شخص باید به تنهایی به سراغ کارماهایش برود تا بتواند با مسئولیت های روزانه به آموختن و کسب تجربه در زندگی بپردازد . هیچ استادی بار کارمای دیگران را به عهده نمی گیرد ، چرا که فقط آنان که راه بهتری نمی دانند چنین می کنند . استاد ، با به عهده گرفتن کارمای دیگران تنها به بار کارمای خود افزوده در نتیجه خود باید بهای آن را بپردازد . این یکی از راه هایی است که می توانیم استاد واقعی را از استاد کاذب تشخیص دهیم. هر روحی می بایست کارمای خاص خود را بپردازد چرا که اگر استاد آن را به گردن بگیرد ، روح را از تجربه ای که باید کسب می کرده محروم نموده است. بنابراین هیچ مسافر معنوی علاقه ای به بر دوش گرفتن کارمای کسی ندارد مگر اینکه شخص برای کسب تجربه و گرفتن راهنمایی ها در مسیر صحیحی قرار گرفته باشد. پال توئیچل
|
||
|
بنام سوگماد |
||
|
هنگامی که یک سفیر روح طبقه ی فیزیکی را پشت سر می گذارد بدانجایی می رود که آرزو کند ؛ زیرا که او مسافر تمامی اقالیم فوقانی است اگر در طبقه ی اثیری مکث کند ، از کالبد اثیری اش ( عاطفه ) استفاده می کند اگر همچنان تا طبقه علی بالا رود در آنجا کالبد علی اش ( حافظه ) و اگر به طبقه ی سوم وارد شود ، می تواند یا در کالبد ذهنی اش باقی بماند یا در صورتیکه اراده کند می تواند برای رفتن به جهانهای بالاتر همه ی کالبدهایش را ازتن بدر کرده و به مثابه ی روحی آزاد بی محدودیت و بی هیچ پای بندی به فعالیت بپردازد در قالب روح خالص، او همه چیز را از طریق دریافت مستقیم می داند بدون اینکه به هیچ گونه ابزار تماسی که در طبقات تحتانی لازم داشت ، نیازی داشته باشد. ( پال توئیچل )
|
||