|
| |||||||
| نيايش |
| ويرايش قالب |
|
|
|
|
||
|
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش ایدل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش ( حافظ ) شیخی به زنی فاحشه گفتا : مستی هر لحظه بدام دگری پا بستی گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم آیا تو چنانچه مینمائی هستی ( خیام نیشابوری )
|
||
|
|
||
|
عشق به سراغ کسی می آید که کلمه با او عجین شده باشد . عشق مثل هجوم تندباد و زبانه های آتش قدرتمند است . « شریعت- کی – سوگماد » انسان می تواند در حین زیستن در کالبد جسمانی ، وارد بهشت شود. ( پال توئیچل ) « زیر گنبد کبود هیچ چیز تازگی ندارد. »
|
||
|
|
||
|
عشق کلید آزادی معنوی است. خدا عشق است ؛ خدا زندگی است ؛ خدا روح است و خدا همه است و همه خداست . این حقیقت دارد علی رغم اینکه ما از قدیسین باشیم یا از گنه پیشگان . تفاوتی نمی کند ما پیر باشیم یا جوان ، یهودی باشیم یا مسیحی ، شرقی باشیم یا غربی . مهم نیست چه اعتقادی داشته باشیم و رنگ پوستمان چه باشد . این امکان نیست که حضور خدا را در کیهان خودش منقطع سازیم یا خود را بیرون از حضور وی پیدا کنیم . ربازارتارز
|
||
|
|
||
« این را فهم کن : کانون عالمی که ما می شناسیم یک چشم دوار عظیم است که از درونش روح الهی صادر می شود این روح همانند یک دریاست و آدمیان همچون ماهیانی درون آن غوطه ورند . این همانی است که ما اقیانوس عشق و رحمت می خوانیم . ( ربازارتارز )
|
||
|
|
||
![]()
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
« این را فهم کن : کانون عالمی که ما می شناسیم یک چشم دوار عظیم است که از درونش روح الهی صادر می شود این روح همانند یک دریاست و آدمیان همچون ماهیانی درون آن غوطه ورند . این همانی است که ما اقیانوس عشق و رحمت می خوانیم . ( ربازارتارز )
|
||
|
|
||
|
عشق به سراغ کسی می آید که کلمه با او عجین شده باشد . عشق مثل هجوم تندباد و زبانه های آتش قدرتمند است . « شریعت- کی – سوگماد »
|
||
|
|
||
|
عشق به سراغ کسی می آید که کلمه با او عجین شده باشد . عشق مثل هجوم تندباد و زبانه های آتش قدرتمند است . « شریعت- کی – سوگماد »
|
||
|
|
||
|
« در روزهای بسیار قدیم در هندوستان ، درمسیری که زائرینی به طور دائم به قصد زیارت مقبره قدیسی بزرگ عبور می کردند ، پیرخردمندی کنار جاده می نشست روزی یکی از مریدان او با چنین استدلالی که شاید اگر بر جای نشستن در سکوت ، همراه زائرین برود ، زودتر به روشنگری خواهد رسید به گروه زائرین ملحق شد. پس از گذشت چند ماه ، باحالت خواری بازگشت، در کنار پیرخردمند نشست وبا صدای بلند اعلام کرد که در تصمیمش به خطا رفته است و تنها زمینی که معلم پیرو خردمندش بر آن نشسته ، مقدس و معنوی است آن ریشی کهنسال لبخندی زد و گفت : خدا همه جا حاضر است بنابراین تمام زمینها مقدسند و معنوی اما این بستگی به میزان درک تو از حضور او دارد واین تنها در توست پسرم !»
|
||
|
|
||
|
روح من واقعی هر کسی است و ما با ارواح تمام موجودات در تماس هستیم. اکنکارکه هنر سفر روح است تضادهایی میان مسائل شخصی و غیرشخصی و همچنین اختلاف میان فانی و باقی را پشت سر می گذارد. پال توئیچل
|
||
|
|
||
|
روح من واقعی هر کسی است و ما با ارواح تمام موجودات در تماس هستیم. اکنکارکه هنر سفر روح است تضادهایی میان مسائل شخصی و غیرشخصی و همچنین اختلاف میان فانی و باقی را پشت سر می گذارد. پال توئیچل
|
||
|
|
||
|
سفر روح نحوه ی طبیعی رفتن بسوی خداست و با این کاربرد وضعیتی شعفناک می آفریند که در آن یک فرد می تواند از برای هر چه که می خواهد زندگی کند چه خانواده اش / چه نوع بشر و چه خدا .
|
||
|
کارما |
||
|
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که می نالی و فریاد چرا می داری؟ ( حافظ ) کیهان ها برای استاد در قید حیات به منزله تاکستان هایی هستند که او آنها را به نام سوگماد مستعمره می سازد. او روح هایی را که در می گذرند در طبقه مناسب ودر جایگاه مناسبی که برای خود در خلال زندگی زمینیشان کسب نموده اند قرار می دهد. او چلا را مبرا از قضاوت ملک الموت مستقیما به جایئکه برایش مقرر شده است می برد . هر کجا که باشد عزیزانش می توانند نزد او آورده شوند چون او این حق را کسب کرده است. این عمل مشروط بر آن است که پیوند اتصال مشخصی بین آن دو روح وجود نداشته باشد کارمای آنها به پایان نرسیده باشد نمی توانند در جهانی دیگر باهم باشند اما یک چلای واقعی آن است که به قدر کافی استهلاک کارمایش قدرت داشته باشد که بتواند پس از مرگ کالبد فیزیکی جفت خویش را به جهانهای بالاتر بکشاند .
مهم نیست که چلا عملا قادر به انجام سفر روح باشد یا نه چون خدمت کردن و تسلیم خویشتن معیار پاداش در جهانهای بهشتی است . این واقعیت که او در جهت بر آوردن تمرینات معنوی اهتمام ورزیده باشد امتیازات استحقاقی او را برایش منظور نموده و به او بقاء عمر عشق و سکنای دائمی در جهانهای بهشتی در جوار عزیزانش عطاء می کند به این ترتیب همه چلاهای اک /حاکوـ ایچوـاک را تمرین می کنند که عبارت است از ( هشت گوشه ی جهان را زیر سقف اک فراهم کردن )
((برگرفته از کتاب دفترچه ی معنوی اثر پال توئیچل))
|
||
|
|
||
|
چو میدهید بدیشان جدا جدا مدهید درین چنین قدح آمیختن حرام بود به عاشقان خدا به جز می خدا مدهید برهنگان را از آفتاب جامه کنند برهنگان ره عشق را قبا مدهید مولانا
|
||
|
|
||
|
ای سوگماد
راههایت را به من نشان ده. راهت رابه من بیاموز مرا به حقیقتت راهنمایی کن که تمام روز در انتظار تو باشم بیاد آور ای معشوق نور هدایت گرت را وعشق نظارت گرت را زیرا همیشه این اراده تو بوده که کوچکترین خدمتگزارانت را به سوی تو هدایت کرده!
|
||
|
به نام سوگماد |
||
|
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و زپی جانان بروم
|
||